خريد ساعت مچي

كشف حجاب مينا لاكاني در صداي امريكا


كشف حجاب مينا لاكاني در صداي امريكا

مينا لاكاني، بازيگرسينما و تئاتر در برنامه شباهنگ صداي آمريكا بدون، حجاب حاضر شد تا اهداف اين شبكه ضد ايراني را تامين كند.وي در مصاحبه با اين شبكه خود را مبرا از حزب بازي خواند ولي مدعي شد به خاطر همبستگي با مردم، از ايران خارج شده است.

شبكه صداي آمريكا بازهم در پخش زنده خود، يك بازيگر ديگر را بدون حجاب به نمايش گذاشت.

به گزارش مشرق به نقل از جام،مينا لاكاني، بازيگرسينما و تئاتر در برنامه شباهنگ صداي آمريكا بدون، حجاب حاضر شده تا اهداف اين شبكه ضد ايراني را تامين كند.
وي در مصاحبه با اين شبكه خود را مبرا از حزب بازي خواند ولي مدعي شد به خاطر همبستگي با مردم، از ايران خارج شده است.

 

لاكاني در اين مصاحبه عدم حضورش در صدا وسيما را نه ضعف بازيگري و نامناسب بودن براي نقش، بلكه سياسي خواند.

 ياد آور مي شود، مينا لاكاني در سال 1351 درتهران متولد شد و با بازي در تئاتر هملت به كارگرداني دكتر قطب الدين صادقي وارد عرصه ي بازيگري شد. پس از آن با فيلم «پرواز را به خاطر بسپار» به كارگرداني حميد رخشاني اولين تجربه سينمائي خود را پشت سر گذاشت، با فيلم «روز فرشته» به كارگرداني بهروز افخمي حضور خود را در سينما تثبيت نمود. لاكاني با بازي در فيلم «ديدار» به كارگرداني محمدرضا هنرمند توانست سيمرغ بلورين و ديپلم افتخار بهترين بازيگر زن را از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر دريافت كند. بعدها او در فيلم هاي مختلف سينمائي به ايفاي نقش پرداخت و حضور در تلويزيون را با سريال «همسفران» و فيلم تلويزيوني «پريماه» تجربه كرد. ايفاي نقش در تله تئاترهاي «كسب و كارهاي آقاي فابريزي» و «در پوست شير» قسمتي ديگر از فعاليت هاي تلويزيوني لاكاني را شامل مي شود.

 گفتني است، پيش از اين هم در شبكه صداي آمريكا فريبا داودي مهاجر روسري را از سر خود برداشت.

دانلود فيلم مصاحبه

منبع خبر:سايت مشرق


كشف حجاب مينا لاكاني در صداي امريكا
كشف حجاب مينا لاكاني در صداي امريكا
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)

گفت‌وگو با بابك جهانبخش


گفت‌وگو با بابك جهانبخش

بابك جهانبخش خواننده خوش صدا و جوان كشورمان است كه در چند سال اخير نام خود را در بين بهترين‌هاي پاپ قرار داده است. با بابك جهانبخش به بهانه آلبوم جديدش و كنسرت اخيرش در تهران هم‌صحبت شديم، البته سبك اين گفتگو با بقيه گفتگوهاي‌مان كمي متفاوت است، در واقع كمي تلگرافي است و سبكش تفاوت دارد... البته همسرش نيز در اين گفتگو شركت داشت...

متولد بوخوم آلمان

بابك جهانبخش در اول فروردين سال 1362 در بوخوم آلمان به دنيا آمد و در سال 84 آلبوم «چي شده» او به عنوان دومين آلبوم سال معرفي شد. از ديگر آلبوم‌هاي او مي‌توان به بي‌‌اسم، احساس و زندگي من، كه آخرين آلبوم اوست، اشاره كرد...

گفتگو با همسر جهانبخش

 خودتان را معرفي كنيد.

 مرواريد شهرياري، متولد تهران و داراي مدرك مديريت بازرگاني هستم، در حال حاضر مشغول ثبت يك شركت بازرگاني و هم‌چنين ترجمه يك كتاب بازرگاني مي‌باشم.

 از زندگي با بابك راضي هستيد؟ و آيا زندگي با يك هنرمند سخت است؟

 بابك تا آنجايي كه امكانش بوده، سختي‌هاي كارش را داخل خانه نياورده كه من بخواهم احساس سختي كنم در كل از او راضي هستم.

 كدام كارهايش را بيشتر دوست داريد؟

 من با تمام كارهاي بابك ارتباط قلبي خوبي برقرار مي‌كنم و سخت است كه بگم كدام كارهايش را بيشتر دوست دارم، چون از لحظه اول تا لحظه آخر هر كارش كنارش بودم ولي آهنگ «به كسي چه» را از آلبوم احساس بيشتر دوست دارم.

 بابك جهانبخش بيشتر چه غذايي دوست دارد؟

 همه چي(باخنده)

 نقطه ضعف بابك.

 كمي مكث: زياد دقت نكردم(باخنده)

 خوب يكي از خصوصيات بابك جان را براي ما بگوييد؟

 خيلي احساساتي.

 ديگر؟

 آشنايان ره عشق درين بحر عميق

غرقه گشتند و نگشتند با آب آلوده!

 آيا موسيقي بعد از انقلاب در ايران رشد خوبي داشته است؟

 بله خيلي، به نظر من الان 10 خواننده هستند كه موسيقي ايران را مي‌چرخانند، ولي كساني هم هستند كه مي‌خواهند با پول وارد اين عرصه بشوند و يا به زور مي‌خواهند هنر را به خودشان تزريق بكنند، ولي نمي‌دانند كه اين كارها فايده‌اي ندارد چون هنر ذاتي است.

 ساز تخصصي شما چيست؟

 در سنين نوجواني پيانو و گيتار مي‌نواختم و بعد شروع كردم به آهنگسازي، تنظيم و...

 كنسرت بعدي شما چه زماني است؟

 جدا از تهران در شهرهايي چون، كرمان، رشت و اصفهان اجرا دارم.

 اهل سفر كردن، كتاب خواندن و ورزش هستيد؟

 اهل سفر كردن هستم ولي به خاطر مشغله زياد وقت كتاب خواندن و ورزش كردن را ندارم.

 كارتون‌هاي زمان كودكي‌ات يادت هست؟

 تام و جري، پلنگ صورتي و فوتباليست‌ها

 اهل فيلم ديدن هستيد؟ آخرين فيلمي كه ديده‌ايد چه بود؟

 خيلي زياد، «نفوذي» فيلم قشنگي بود.

 دوست داشتي به كدام دوره از زمان سفر مي‌كرديد؟ چرا؟

 (با كمي مكث) زمان فرعون، چون مي‌خواستم بپرسم كه اين اهرام مصر را به چه شكل ساخته‌اند.(باخنده)

 زندگي بدون چي برات جهنمه؟

 عشق، به نظر من بي‌فايده است اگر كسي بدون عشق وارد كاري بشود.

 روز اولي كه به مدرسه رفتي را يادت هست؟

 بله، روز اولي كه به مدرسه رفتم يادم مي‌‌آيد كه يك كلاه‌هايي شبيه همين كلاه‌هاي تولد خودمان به ما مي‌دادند، داخل اين كلاه‌ها پر از شكلات و پاستيل بود و ما سال اولي‌ها را بين مقاطع بالاتر مي‌چرخاندند كه همه به ما خوشامد بگويند اما من به جاي اين‌كه حواسم به جشن باشد همش دستم در آن كلاه بود و شكلات و پاستيل مي‌خوردم(باخنده)!!!

 آخرين جوكي كه شنيدي و خنديدي؟

 (باخنده): يك آقايي ريش پروفسوري گذاشته بود ميره پيش رفيقاش ميگه: بچه‌ها هر سوالي داريد امروز بپرسيد چون فردا مي‌خوام ريش پروفسوري‌مو بزنم!!

 زندگي را دوست داري چون؟

 بايد زندگي كرد.

 اوقات فراغت خود را به چه شكل سپري مي‌كنيد؟

 اغلب به مسافرت‌هاي داخلي و خارجي مي‌‌روم.

 نظر واقعي خود را در مورد خبرنگارها بگوييد؟

 راستش هر كاري جنبه‌هاي مثبت و منفي دارد، اما به نظر من اگر خبرنگارها نباشند ما از اطرافمان واقعا بي‌خبر مي‌مانيم، من هيچ مطلب بدي از سمت خبرنگارها نديدم و بدون اغراق مي‌گويم كه كمك زيادي به اطلاع‌رساني مي‌كنند.

 اگر يك روز به شما بگويند كه بايد دو هفته با سه وسيله در يك جزيره زندگي بكنيد چه با خودتان مي‌بريد؟

 چادر، آب، آتش و اگه شد يواشكي يك تكه نان هم با خودم مي‌برم كه از گشنگي تلف نشوم!!

 رفيق روزهاي خوب و بد؟

 همسر مهربانم.

 به چه شكل با همسرتان آشنا شديد؟

 من سال 88 در لندن كنسرت داشتم كه همسرم يكي از عوامل برگزاركننده آن كنسرت بود، از همان جا با همسرم آشنا شدم. بعد با پدر و مادرم رفتيم به خواستگاري ايشان و بقيه ماجرا كه خودتان مي‌دانيد...

 با يك كلمه اين كلمات را كامل كنيد:

 محسن يگانه: با احساس و با معرفت، ايران: خاك من، فصل: بهار، بهترين آلبوم سال 90: زندگي من(با خنده)، تهران: شهر هميشه بيدار، خانواده‌سبز: آقاي شجاعي‌مهر، قبض جريمه: نگو كه دلم خونه، فيلم ترسناك: نمي‌بينم، توپ پلاستيكي: گل كوچك

 يك خاطره جالب براي‌مان بگوييد؟

 راستش اسم شناسنامه‌اي من علي جهانبخش است و در خانه و فاميل بابك صدايم مي‌زنند. مثلا وقتي مي‌خواهم با هواپيما سفر كنم و شناسنامه‌ام را نشان مي‌دهم هنگامي كه اسمم را مي‌بينند مي‌گويند آقا شما برادر بابك جهانبخش هستيد؟ من هم مجبور هستم بگويم بله(با خنده)

 حرف آخر؟

 ممنون از تمام كساني كه به من محبت داشتند و از من حقير، «بابك جهانبخش» ساختند.



گفت‌وگو با بابك جهانبخش
گفت‌وگو با بابك جهانبخش
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)

گفت‌وگو با آزاده نامداري


گفت‌وگو با آزاده نامداري

چه زماني گواهينامه گرفتيد؟

 دقيقا زماني كه 18 ساله شدم براي گرفتن گواهينامه اقدام كردم.

چند بار امتحان داديد تا قبول شويد؟

 همه مراحل امتحان را يك ضرب قبول شدم و مثل هميشه شاگرد اول بودم.

فكر مي‌كنم رابطه خوبي با رانندگي داريد و علاقه زياد شما به رانندگي باعث شد تا يك ضرب قبول شويد؟

 علاقه كه چه عرض كنم !من عاشق رانندگي هستم و عشق سرعت !هميشه جسته و گريخته رانندگي مي‌كردم و استعداد خوبي هم داشتم، براي اين بود كه همان بار اول قبول شدم، اما مدت‌هاست كه سرعت را كنار گذاشتم، چرا كه تصادف‌هاي بدي كردم و چشمم ترسيده!؟

الان چه ماشيني داريد؟

 يك پژو 206 سفيد رنگ دارم كه البته يك بار منفجر شده است!

مثل اين كه در رانندگي اهل دسته گل به آب دادن هستيد؟

 گفتم كه عشق سرعت هستم و گاهي هم اين سرعت كار دستم مي‌دهد.  يكي دو سال پيش بود كه به دليل سرعت بيش از حد و عدم كنترل ماشين، تصادف فجيعي كردم كه براي تعمير ماشين چيزي حدود چهار ميليون تومان از جيب مبارك پرداخت كردم!

تا حالا كاري هم براي تغيير اين عادت در رانندگي‌تان كرده‌ايد؟

 هر چند وقت يك بار به خودم قول مي‌دهم كه كمتر با سرعت رانندگي كنم، ولي بعد از مدتي دوباره لذت سرعت وسوسه‌ام مي‌كند و قولم را مي‌شكنم!

به نظرم بهترين راه اين است كه آجر زير پاي پدال گاز ماشين‌تان بگذاريد!

 اين را شنيده‌ام (با خنده)! آجر زير پدال مي‌گذارند كه نتواني بيش از حد گاز بدهي و سرعت بگيري ؛ البته جداي از شوخي براي تغيير رفتار در رانندگي، بايد روي فرهنگ اين موضوع كار كرد.

زياد تصادف مي‌كنيد؟

 اوايل كه رانندگي مي‌كردم، استرس تصادف كردن داشتم، ولي بعدها اين استرس تبديل به اعتماد به نفس شد. واقعيت اين است كه زياد تصادف نمي‌كنم، يعني تصادف جزئي نمي‌كنم! هر وقت هم كه تصادف كنم در حد المپيك ركورد مي‌زنم! در واقع چند وقت يك بار يك ماشين منفجر مي‌كنم.

جريمه هم مي‌شويد؟

 بله خيلي اوقات به دليل سرعت زياد يا صحبت كردن با تلفن همراه در حين رانندگي، گاهي هم جاي نامناسب پارك مي‌كنم.

از كدام يك از تابلوهاي رانندگي بيزار هستيد؟

 ورود ممنوع را اصلا دوست ندارم. هميشه در خيالات خودم به اين تابلو مي‌گويم ضدحال!

در رانندگي چقدر اهل قانون مداري و رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي هستيد؟

 درست است كه عشق سرعت هستم، ولي هميشه سعي مي‌كنم به قوانين احترام بگذارم و خلاف مقررات عمل نكنم. مثلا هيچ وقت چراغ قرمز را رد نمي‌كنم، حتي اگر نيمه شب باشد و پليسي هم وجود نداشته باشد.

پشت چراغ قرمز به چه چيزي فكر مي‌كنيد؟

 اگر سرم خيلي شلوغ باشد، درگير كار و به فكر برنامه‌هايم هستم و اگر هم عجله داشته باشم، به زمان سنج چراغ راهنما نگاه مي‌كنم كه گاهي اوقات روي عدد خاصي گير كرده و تكان نمي‌خورد.

حالا با همه اين حرف‌ها دست فرمان خوبي داريد؟

 انصافا بله، راننده خوبي هستم!

راستي از تعميرات و عيب‌يابي خودرو چيزي مي‌دانيد؟

 اصلا، به هيچ عنوان چيزي نمي‌دانم! هر وقت ماشينم خراب شود به امداد خودرو زنگ مي‌‌زنم!

يعني در ماشين‌تان جعبه ابزار نداريد؟

 چرا، ولي در حد خيلي ابتدايي، در حدي كه بتوان پنچري گرفت!

پس پنچري گرفتن را بلد هستيد؟

 اين ديگر از حداقل چيزهايي است كه هر راننده‌اي بايد بلد باشد، ولي اگر راستش را بخواهيد هميشه براي پنچري گرفتن تنبلي مي‌كنم!

تا به حال با ژيان رانندگي كرديد؟

 نه.  ولي اين طور ماشين‌ها را خيلي دوست دارم، به خصوص فولكس قورباغه‌اي كه خيلي زيبا و با مزه است.

چرا خانم‌ها در رانندگي محتاط‌تر هستند؟

 شايد آرامش خاصي كه دارند و روحيه لطيف‌تر آنها باعث مي‌شود در رانندگي كم خطر عمل كنند.

موتور سواري بلديد؟

 نه، ولي بدم نمي‌آيد ياد بگيرم، مخصوصا تك چرخ زدن را (با خنده!)

گواهينامه پايه يك داريد؟ رانندگي با كاميون و اتوبوس را بلديد؟

 نه، ولي با اين سوال‌هايي كه شما مي‌پرسيد وسوسه مي‌شوم خلباني هم بياموزم، چه برسد رانندگي با كاميون و اتوبوس!

تا به حال گير پليس نامحسوس افتاده‌ايد؟

 اگر راستش را بخواهيد يكي دو باري سر وقتم آمده‌اند و به دليل سرعت زياد در رانندگي جريمه‌ام كرده‌اند. 

و ديگر.

 گفتم يه زماني عشق سرعت بودم ولي الان ديگر نه... در تعطيلات سه روزه عيد فطر در خبرها آمده بود كه 148 نفر كشته و 730 نفر مجروح شدند كه يك آمار بسيار تكان‌دهنده است. از همه ايراني‌ها مي‌خواهم، آقاي عزيز، خانم عزيز و محترم، كمي يواش‌تر و آرام‌تر برانيد. خطر هميشه در كمين شماست...



گفت‌وگو با آزاده نامداري
گفت‌وگو با آزاده نامداري
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)

گفت‌وگو با شيوا خنباگر


گفت‌وگو با شيوا خنباگر

شيوا خنياگر بازيگر عرصه هنر تاكنون نقش‌هاي تاثيرگذار متعددي را ايفا كرده و شايد كمتر كسي باشد كه او را نشناسد. خنياگر در دوره‌اي بسيار كم كار بود ولي به تدريج سعي كرد در عين گزيده كاري حضوري مداوم در سينما و بيشتر در تلويزيون داشته باشد و آثار متفاوت را تجربه كند. علاوه بر اين اغلب شاهد درخشش او در كارهايش بوده‌ايم و اخيرا هم وي را در نقش «آتي» در سريال ستايش مي‌بينيم. ما خوشحاليم كه به بهانه حضورش در اين سريال مهمانش بوديم و سعي كرديم مصاحبه‌اي متفاوت با او داشته باشيم.



گفت‌وگو با شيوا خنباگر
گفت‌وگو با شيوا خنباگر
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)

با مادر مهربان ستايش، زهرا سعيدي


با مادر مهربان ستايش، زهرا سعيدي

با مادر مهربان ستايش، زهرا سعيدي:

زهرا سعيدي، بازيگر نام آشنايي است كه فعاليت هنري خود را در عرصه بازيگري  با تئاتر آغاز كرده، مادر مهربان سريال پرطرفدار ستايش... ظهر يكي از آخرين روزهاي تابستان او  به همراه دو پسر و عروسخانمهاي مهربانش پذيراي ما شدند تا ما بتوانيم شما را با اين خانوادهسبز ايراني بيشتر آشنا كنيم.

متولد آبادان

در سال 1332 در شهر آبادان متولد شدم و از همان دوران كودكي و دبستان با حضور در تئاترهاي مدرسه با هنر بازيگري آشنا شدم. خانوادهام تا زماني كه در مدرسه تئاتر كار ميكردم با فعاليت هنريام مشكلي نداشتند اما از وقتي قرار شد به صورت حرفهاي اين كار را ادامه بدهم مادرم مخالفت كرد. من هم براي آنكه مطابق با ميل مادرم رفتار كرده باشم براي ادامه تحصيل در دانشگاه رشته ادبيات انگليسي را انتخاب كردم.

اولين سريال

اولين سريال من «مهر و ماه» بود، البته قبل از آن تله تئاتري با نام «شاهد پنهان» به كارگرداني همسرم در شيراز انجام داده بودم كه حميد لبخنده پس از ديدن عكسهايم در آن تله فيلم، مرا براي بازي در سريال «مهر و ماه» انتخاب كرد. در كل سريال «مهر و ماه» كاري خوب و سرشار از خاطره برايم بود.

ازدواج هنري

در سال 1352 با مجيد افشاريان كه از پايهگذاران تئاتر در شيراز بود ازدواج كردم. همسرم مشوق خوبي براي من بود به طوري كه همفكريهاي ايشان در زمينه هنر موجب شد من در مسير درستي در كارم قرار بگيرم. ماحصل اين ازدواج چهار فرزند است. فرزند بزرگم «ايمان» با تحصيل در رشته تئاتر در حال حاضر مشغول به كار در زمينه كارگرداني، بازيگري و تدريس فيلمنامهنويسي است، پسر دومم «احسان» نيز پس از تحصيل در رشته مديريت صنعتي با آموختن صدابرداري نزد استاد دلپاك در اين شاخه از هنر فعاليت ميكند. دو دختر ديگرم «الهام» و «الناز» نيز به ترتيب در رشتههاي گرافيك و موسيقي فعاليت ميكنند.

دماغتان را عمل نكنيد

بعضيها من را در كوچه و خيابان ميبينند و ميپرسند، چگونه ميشود بازيگر شد؟ من هم در جوابشان معمولا ميگويم اول دماغتان را عمل نكنيد(باخنده) و از آن مهمتر علم و دانش خود را بالا ببريد انشاءا... موفق ميشويد.

هنوز با دانشآموزانم در ارتباطم

مدرسه را هميشه دوست داشتم. بهترين خاطرات دوران كودكي من در مدرسه گذشت. از همين رو نسبت به مدرسه تعلق خاطر خاصي دارم و هرگاه صداي بچهها را در مدرسهميشنوم آرزو ميكنم كه پيش آنها بودم. در سالهاي گذشته ادبيات انگليسي تدريس ميكردم هنوز هم با تعدادي از دانشآموزانم در ارتباطم و آنها به ديدنم ميآيند.(گفتني است زهرا سعيدي سالها در آموزش و پرورش تدريس ميكرد.)

مهمترين وظيفه يك مادر

به نظر من مهمترين وظيفه يك مادر قرار دادن خانواده به عنوان اولويت اول زندگياش است. مادرها بايد بدانند كه مهربان بودن شرطي لازم، اما كافي نيست! بلكه بايد با درايت و عاقل باشند. هر زن و مردي بايد براي خانواده خود ارزش قايل باشد و تنها اينگونه است كه ميتوان تمام سختيها را با آرامش پشت سر گذاشت.

جاده هنر

جاده هنر انتهايي ندارد، بنابراين نميتوانم بگويم نقطه پايان كار يك هنرمند كجاست! هنرمند بايد براي تاثيرگذاري بيشتر كارش، با مردم صادق باشد زيرا مردم باهوشند و تفاوت ميان ريا و صداقت را به خوبي متوجه ميشوند.

علاقه فرزندان به هنر

من هيچ گاه از ورود فرزندانم به عرصه هنر جلوگيري نكردم زيرا آنها در فضايي رشد كردند كه تمام دغدغه اهالي آن در حول تئاتر، فيلم و هنر ميچرخيده است. بنابراين انتخاب هنر به عنوان شغل، برعهده خود فرزندانم بوده است. يادم ميآيد كه ايمان از دو سالگي تمام ديالوگها به همراه ميزانسنهاي هنر نمايشي كه روي صحنه و به كارگرداني پدرش اجرا ميشد را از حفظ بود و براي ما، در خانه اجرا ميكرد.

بازي در ستايش

متن قوي و گروه خوب و حرفهاي از مسايلي بود كه مرا براي بازي در سريال ستايش ترغيب كرد. همچنين «مرگ زيباي» نرگس مادر ستايش از مهمترين دلايل من براي بازي در اين سريال بود. بهترين خاطره من از كار در سريال ستايش حل جدول در زمانهاي بيكاري بود! سعيد سلطاني نيز در اين كار با ما شريك بود به اين صورت كه اول صبر ميكرد و زماني كه ديگر هيچ كس نميتوانست جواب سوالها را بدهد، خودش پاسخ آنها را ميداد.(باخنده)

از لابهلاي حرفهاي زهرا سعيدي

î طعم هنر ملس است.

î مهمترين دغدغه من خوشبختي جوانهاست.

î در مواقع بيكاري كار خوشنويسي انجام ميدهم.

î بزرگترين آرزويم صلح و امنيت در جهان است.

î به خواندن كتابهاي روانشناسي علاقهمندم.

î نرگس محمدي دختري مهربان وكار با او تجربه خوبي  بود.

î ميخواستم بازيگري را كنار بگذارم ولي فرزندانم نگذاشتند.

گفتگو با فرزندان خانم معلم

ايمان افشاريان پسر بزرگ زهرا سعيدي متولد سال 1353 است و تاكنون كارگرداني پنج تله فيلم به نامهاي «قشلاق آخر»، «آيينهاي در غبار»، «بيتابي»، «دزد شب» و «اينجا پرنده بود» و بازي در چندين تئاتر را در كارنامه كاري خود دارد. احسان افشاريان فرزند دوم زهرا سعيدي نيز متولد سال 59 است او صداگذاري تله فيلم «بيتابي» و «شايد براي شما اتفاق بيفتد» را برعهده داشته است، گفتگوي ما با اين دو برادر هنرمند را حتما بخوانيد:

ايمان، مادرم دوست صميمي من است

زهرا سعيدي جدا از اينكه مادرم است، بهترين مشاور در كارهايم و صميميترين دوست در زندگيام ميباشد و من هيچگاه از اينكه مادرم بازيگر است احساس ناراحتي نكردم چرا كه او هميشه در كنارمان بوده و مواقعي كه به خاطر بازي در سريالي از ما دور ميشد، حضور مادربزرگمان در كنارمان جاي خالي او را پر ميكرد. ايمان در ادامه ميگويد: «مادرم همچنين بهترين آشپز دنياست» هيچ دستپختي، دستپخت مادر آدم نميشه!

احسان؛ مادرم هيچ وقت مرا تنبيه نكرد!

بچه شيطاني نبودم اما به قول معروف آب زيركاه بودم! يادم است يك بار به خاطر دست زدن به پريز برق، نصف سيمكشي ساختمان سوخت اما مادرم نه آن روز و نه هيچ وقت ديگر مرا تنبيه نكرد. در مورد رابطهام با برادرم ايمان نيز بايد بگويم كه او براي من تنها يك برادر نيست بلكه حامي و پشتيبان من در تمامي عرصههاي زندگيام مي‌‌باشد. احسان در ادامه ميگويد: «مادرم اميد من براي زندگي كردنم است، هميشه در كارهايم از نظرات او استفاده ميكنم و در مقابل نيز منتقد سرسختي براي كارهاي مادرم هستم، مادرم تاكنون در كارهاي بسيار خوبي بازي كرده و انتخاب يكي از آنها به عنوان بهترين كارش سخت است اما در سريال نردبام آسمان نقش خيلي خوب و به يادماندني داشتند كه من خيلي آن را دوست داشتم.»



با مادر مهربان ستايش، زهرا سعيدي
با مادر مهربان ستايش، زهرا سعيدي
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)

كتاب ركوردهاي جهاني فروخته شد !


كتاب ركوردهاي جهاني فروخته شد !

"جيمي پتيسون" ميلياردر كانادايي كتاب ركورد جهاني گينس را از HIT به قيمت نامشخصي خريد.



http://www.iscanews.ir/Media/Images/194647_guiness11.jpg

به گزارش روز يكشنبه باشگاه خبرنگاران دانشجويي ايران"ايسكانيوز" به نقل از press tv ؛ بر اساس گزارش يك روزنامه انگليسي مجموع فروش 60 ميليون پوند بوده است.
همچنين "جيمي پتيسون" از جانب گروه خود طي بيانيه اي اعلام كرد: خلق مجموعه تاريخي گينس واقعا غير قابل باور است.
بر اساس اين گزارش شش ركورد موزه تاريخي جهان در كتاب گينس در توكيو، ژاپن، نيجريه، كانادا، هاليوود، كاليفرنيا، سن آنتونيو، تكزاس، گاتلينبرگ، تونس ودر دانمارك به ثبت رسيده است.


منبع : ايسكا نيوز
كتاب ركوردهاي جهاني فروخته شد !
كتاب ركوردهاي جهاني فروخته شد !
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)

گفت‌وگو با محمود پاك‌نيت ، بازيگر مجموعه شهر دقيانوس


گفت‌وگو با محمود پاك‌نيت ، بازيگر مجموعه شهر دقيانوس

ماجراجويي در‌كارهاي پليسي را دوست دارممحمود پاك‌نيت ، چهره شناخته‌شده‌اي در عرصه سينما و تلويزيون است. او در سال‌هاي اخير با حضور در نقش‌هاي تاريخي نشان داده از فنون بازيگري بخوبي آگاه است و كارگردانان با شناخت‌ توانايي‌هاي او مي‌توانند‌‌ نقش‌هاي مختلف‌ را به او بسپارند.

پاك‌نيت در كارهاي اخيرش بيشتر در نقش‌ سرهنگ، پليس و بازپرس ظاهر شده‌ است؛ هرچند كه خودش معتقد است همه آنها با يكديگر متفاوت بوده‌اند. به هر حال بازي‌اش در سريال شهر دقيانوس بهانه‌اي شد كه سراغش برويم تا از ناگفته‌هايش برايمان بگويد.

شما يكي از معدود بازيگراني هستيد كه در سال‌هاي اخير موفق شده‌ايد نقش‌‌هاي متفاوت و زيادي را در تلويزيون از آن خود كنيد، اين اتفاق چگونه شكل گرفت؟

به هر حال سينما و تلويزيون نياز به بازيگر دارند. ضمن اين كه كانال‌هاي مختلف تلويزيون هم نياز به كارهاي نمايشي دارند. در نتيجه اين برنامه‌ها احتياج به بازيگر دارند، اما اين كه چرا عده‌‌اي از بازيگران زود از گردونه رقابت خارج مي‌شوند و برخي مي‌مانند به اين دليل است كه آنها ريشه كاري ندارند. به عقيده من بازيگر بايد درباره حرفه‌اش دانش كافي داشته باشد تا بتواند نقش‌هاي مختلف را خوب و درست بازي كند. شايد دليل اين كه من توانستم در كار خود تا حدي موفق عمل كنم به همين علت باشد.

به نظر مي‌رسد در سال‌هاي اخير نتوانسته‌ايد علاقه خود را از حضور در كارهاي تاريخي پنهان كنيد، به طوري كه اكثر نقش‌هاي شما در اين سال‌ها تاريخي بوده است. كمي درباره اين علاقه بگوييد.

خودم كارهاي تاريخي را خيلي دوست دارم، چون به واسطه اين كارها مي‌توان به جامعه درس داد و با هر شخصيت تاريخي كه جلوي دوربين مي‌رود، مي‌توان الگويي به نسل جوان نشان داد و چون تاريخ ما در گذشته تنها روي كاغذ آورده شده است و از طرفي آمار كتاب خواندن در كشور ما كم است، كارهاي تاريخي مي‌تواند در بالا بردن اطلاعات عمومي مردم در اين زمينه موثر بوده و الگويي مناسب براي جوان‌ها باشد.

از ملحق شدنتان به گروه سازنده سريال «شهر دقيانوس» كه باز هم يك كار تاريخي محسوب مي‌شود، بگوييد.

من در ابتدا قرار نبود در اين سريال بازي كنم و حتي شخص ديگري ايفاگر نقش سرهنگ بود، اما آن فرد به دلايلي پس از ورودش به جيرفت، از اين نقش انصراف داده بود و آقاي خوشبخت با من تماس گرفتند و خواستند كه اين نقش را بازي كنم و چون قبلا با وي در كارهاي ديگري همكاري كرده بودم پذيرفتم نقش سرهنگ را بازي كنم.

آيا ابتدا فيلمنامه را خوانديد يا تنها از سر رفاقت كه با مهرداد خوشبخت داشتيد بازي در اين سريال را پذيرفتيد؟

خير، فيلمنامه را خواندم. به هر حال نمي‌شود بدون دانستن قصه و ماجرا بازي در يك نقش را پذيرفت.

كار در شهرستاني غير از تهران چقدر برايتان سخت يا آسان است؟ چون در اين سال‌ها براي بازي در نقش‌هاي مختلف به شهرستان‌هاي زيادي سفر داشته‌ايد.

بسيار كار دشواري است. براي همين تصميم گرفته بودم ديگر اين كارها را قبول نكنم، اما نتوانستم لطف آقاي خوشبخت را نسبت به خودم ناديده بگيرم. كار در شهرستان هم باعث دوري از خانواده و موجب مي‌شود كه پيشنهادات ديگر را نيز از دست بدهم.

چه مدت بازي‌تان در سريال شهر دقيانوس طول كشيد؟

بازي‌ام در اين سريال نزديك به 6 ماه طول كشيد.

حالا چرا بيشتر و بخصوص در كارهاي اخيرتان نقش پليس را ايفا مي‌كنيد؟ فكر نمي‌كنيد از اين نظر دچار كليشه شويد؟

ببينيد من هرگز دوست ندارم خودم را تكرار كنم و نقش پليس‌هايي را هم كه تا به حال بازي كرده‌ام بسيار با يكديگر فرق دارند. در «ساختمان 85» كه نقش يك بازپرس را داشتم و در مجموعه «سلام» هم كه رئيس كلانتري بودم. پس اينها كاملا از هم جدا هستند.

پاك‌نيت: نقش كوتاه يا بلند اصلا وجود ندارد. به همين دليل براي من مهم نيست كه نقش كوچك باشد. اولين چيزي كه برايم اهميت دارد قصه‌اي است كه جاي كار داشته باشد

در شهر دقيانوس هم، سرهنگ بسيار با نقش‌هاي ديگرم فاصله دارد و اصلا شخصيت تازه‌اي داشت و از طرفي بسيار تلاش كردم كه اين‌گونه نقش‌هايم باهم در يك مسير نباشند و با يكديگر متفاوت باشند كه فكر مي‌كنم موفق هم بوده‌ام.

قصه شهر دقيانوس در واقع اشاره مستقيمي به كشف اشياي عتيقه دارد. اين مساله چقدر براي خودتان جذاب است؟

خيلي زياد‌. اساسا من حل كردن معما را دوست دارم و كشف اين‌گونه ماجرا‌ها براي خودم هم بسيار جذاب است.

مهرداد خوشبخت به عنوان كارگردان در ابتدا روي كدام وجه از شخصيت سرهنگ تاكيد بيشتري داشت؟

ببينيد سرهنگ متعلق به جيرفت نيست و از جاي ديگري به اين شهرستان منتقل شده است و كم‌كم دچار مسائل پيچيده‌تري از جمله قتل و قاچاق اشياي عتيقه مي‌شود و آقاي خوشبخت هم روي اين مساله تاكيد داشتند كه سرهنگ به نحوي وارد اين ماجراها بشود و به حل معماها بپردازد.

در اين كار برخلاف ساير بازيگران شما لهجه خاصي نداريد، چرا؟

چون همان‌طور كه اشاره كردم، سرهنگ از شهرستان ديگري به جيرفت منتقل شده است و براي همين نيازي نبود كه او هم لهجه داشته باشد.

به نظر شما اصلا شهر دقيانوس كجاست؟

فكر مي‌كنم خود جيرفت است. چون در اين شهر واقعا اشياي قديمي زيادي وجود دارد و بعضي از آنها متعلق به 6 هزار سال پيش است.

خودتان چقدر راجع به اين كار تحقيق كرديد؟

تحقيق خاصي به آن شكل نداشتم، چون فرصتم هم بسيار كم بود، اما جالب است بدانيد بسياري از اشياي عتيقه در جيرفت به كشور امارات منتقل شده است و در آنجا موزه‌‌اي درست كرده‌اند و عرب‌هاي آن منطقه ادعا مي‌كنند كه اين عتيقه‌ها متعلق به تمدن عرب است و نه ايران، در حالي كه سنگ صابون، فقط و فقط در جيرفت وجود دارد و نه در هيچ جاي دنيا. به هر حال وجود اين‌گونه مسائل واقعا باعث تاسف است.

خيلي از جيرفتي‌ها نسبتا به لهجه بازيگران اين سريال اعتراض كرده‌اند. شما چقدر اعتراض آنها را درست مي‌دانيد؟

با اين كه من خودم شيرازي هستم شايد نتوانم در يك سريال شيرازي درست حرف بزنم. ضمن اين كه ما بايد قبول كنيم يكسري بازيگر آمده‌اند و دارند نقش‌هايشان را بازي مي‌كنند و به همين دليل نمي‌توانند عين آن لهجه را درست در بياورند. به هر حال بهتر است كمي صبورتر و با گذشت‌تر نسبت به يكديگر رفتار كنيم.

شما در سريال اخير امرالله احمدجو به نام «اوسنه پادشاهي» نيز بازي كرده‌ايد كه اين سريال به نوعي ادامه مجموعه روزي روزگاري است. در مورد اين كار بيشتر برايمان بگوييد.

اين سريال همان‌طوري كه اشاره كرديد ادامه مجموعه روزي روزگاري است و اين موضوع به خواسته نويسنده و كارگردان بوده است. اگر يادتان باشد حسام بيك در روزي ‌روزگاري يك دزد بود ولي در اين كار شاه شده. البته زمان و مكان اين سريال با روزي ‌روزگاري خيلي متفاوت است و حتي قصه‌هايش افسانه‌اي است و اين شاه اصلا وجود خارجي ندارد و بيشتر مي‌توان گفت اوسنه پادشاهي يك كار فانتزي است.

كدام يك از نقش‌هاي تاريخي‌ كه بازي كرده‌ايد را بيشتر دوست داريد؟

سوال سختي است، چون من تمام نقش‌هايي كه تا به امروز بازي كرده‌ام را دوست دارم، اما در بين كارهايم روزي روزگاري و روشن‌تر از خاموشي را بيش از كارهاي ديگرم مي‌پسندم. چون زحمت زيادي براي توليد اين كارها كشيده شده بود و معتقدم اين كارها ورق زدن تاريخ با نمايش بود.

نقش كوتاه يا بلند پس از اين همه سال تجربه در عرصه بازيگري چقدر برايتان مهم است؟

من معتقدم كه نقش كوتاه يا بلند اصلا وجود ندارد. به همين دليل براي من مهم نيست كه نقش كوچك باشد. اولين چيزي كه براي من اهميت دارد قصه‌اي است كه جاي كار داشته باشد.

هنوز هم نقشي هست كه بخواهيد آن را تجربه كنيد؟

بله. به هر حال درياي هنر آنقدر وسيع است كه هر بازيگري دوست دارد قطره‌هاي بيشتري از اين دريا را تجربه كند، بنابراين هنوز راه طولاني‌اي براي تجربه كردن دارم.




گفت‌وگو با محمود پاك‌نيت ، بازيگر مجموعه شهر دقيانوس
گفت‌وگو با محمود پاك‌نيت ، بازيگر مجموعه شهر دقيانوس
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)

جديد ترين عكس هاي هانيه توسلي


جديد ترين عكس هاي هانيه توسلي





جديد ترين عكس هاي هانيه توسلي
جديد ترين عكس هاي هانيه توسلي
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)

نحوه ساخت لينك دوني در سپهر بلاگ


نحوه ساخت لينك دوني در سپهر بلاگ

فقط لينكدوني است . و آرشيو نداره . از همه بدتر جديدترين لينك پايين قرار ميگيره . گفتم كه گفته باشم :D

http://dc128.4shared.com/img/92478398/e870b3bc/4973.jpg?sizeM=3

نحوه ساخت يك لينكدوني در سرويس وبلاگ سپهر : البته نميدونم سپهربلاگ تبليغ بندازه يا نه ولي فعلا كه تبليغي در صفحه اش نداره . چند دقيقه بيشتر وقت شما رو نخواهد گرفت ساخت اين لينك دوني . پس مرحله به مرحله جلو ميريم
قسمت اول : ابتدا بايد وارد سايت سپهربلاگ بشيد sepehrblog.ir ويك وبلاگ با هر نامي كه دوست داريد ايجاد كنيد . سپس وارد پنل مديريت خود شويد . از قسمت منو . كه در سمت راست قرار دارد بر روي گزينه ي ويرايش قالب كليك كنيد . و كد زير را جايگزين كد قالبتان كنيد .














حال بر روي گزينه ويرايش قالب كليك كنيد . لينك باكس شما ايجاد شده و تنها بايد در آن لينك قرار دهيد . براي درج لينكها نيز در پنل مديريت خود از منو گزينه ي اضافه كردن لينك جديد را كليك كنيد .

قسمت دوم : بعد از ايجاد لينكدوني حال بايد با استفاده از iframe آن را وارد وبلاگ كنيد .




كد بالا را در جايي كه ميخوايد اين لينكدوني نشان داده شود كپي كنيد

براي اينكه اين لينكدوني كامل و دقيق در وبلاگ شما بنشيند ميتوانيد طول و عرض آن را تغيير دهيد .
رنگ لينكها در حالت عادي : #70A90D رنگ لينكها در زمان رفتن موس بر روي آنها : #99CC31 با تغيير دادن كد رنگها رنگي متناسب با قالب وبلاگ خود قرار دهيد .
نحوه ساخت لينك دوني در سپهر بلاگ
نحوه ساخت لينك دوني در سپهر بلاگ
ادامه مطلب
+ نوشته شده: ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ساعت: ۰۹:۵۰:۴۴ توسط:اختريان موضوع: | نظرات (0)